الشيخ أبو الفتوح الرازي

298

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ايشان را پيش زن خود ريخت و گفت : اينان را نبينى كه آمده‌اند تا با ما قتل ( 1 ) كنند و زمين و شهر ما را به دست گيرند ( 2 ) . آنگه گفت ايشان را به پاى بمالم زن گفت : نبايد ، رها كن اينان را تا بروند و خبر ما به ايشان برند عوج ايشان را دست بداشت تا برفتند ايشان بيرون رفتند ( 3 ) در بازار ايشان هر خوشهء انگور ديدند كه هيچ مرد از ايشان بر نتوانستندى ( 4 ) گرفتن و نار ايشان هر يكى چندان ( 5 ) بود كه نيمهء پوست او ده كس در زير آن پنهان شدندى ( 6 ) ايشان بيامدند و با يكديگر گفتند : چه رأى است ما را اگر اين كه ديديم با قوم بگوييم دل شكسته شوند با يكديگر عهد كردند كه اين حديث جز با موسى و هارون - عليه السّلام ( 7 ) - نگويند تا ايشان راى خود ببندند ( 8 ) در آن . آنگه عهد ( 9 ) بشكستند و هر يكى سبط خود را بنهان بگفتند و دل شكسته بكردند در نقبا خلاف كردند . بعضى گفتند انبيا بودند و اين درست نيست چه ايشان نه انبيا بودند نه اوصيا بل دوازده سپاه سالار بودند در لشكر موسى - عليه السّلام - و آنگه گفت : * ( وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً ) * ( 10 ) . . . ، لفظ بعثت در حق ايشان دليل پيغامبرى ( 11 ) نكند چه حق تعالى اين لفظ در حقّ آن دو كلاغ بگفت در قصّهء پسران آدم في قوله : فَبَعَثَ اللَّه غُراباً يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ ، آنگه عوج عنق بيامد و لشكر موسى - عليه السّلام - بنگريد يك فرسنگ در يك [ 375 - ر ] فرسنگ بود طول و عرضش ( 12 ) برفت و بر آن طول و عرض پاره‌اى از كوه ببريد و بر سر گرفت بر آن كه تا به شب بر لشكرگاه موسى زند خداى تعالى مرغى را فرستاد ( 13 ) پارهء الماس در منقار گرفته تا پيرامن و گرداگرد سر او بسفت تا از پاره كوه در گردن او افتاد به مانند طوقى ، او

--> ( 1 ) . اساس ، مت : قتل ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 2 ) . لت : فرو گيرند . ( 3 ) . وز ، تب ، آج ، مر ، لت : آمدند . ( 4 ) . اساس ، وز ، مت : توانستندى ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . لت : چندانى . ( 6 ) . مر ، لت : شدى . ( 7 ) . وز ، تب : عليهم السّلام . ( 8 ) . تب ، لت : ببينند ، آج ، لب : ببندند ، مر : ببيند . ( 9 ) . لت خود . ( 10 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 12 . ( 11 ) . تب ، آج ، لب ، مر ، لت : پيغمبرى . ( 12 ) . آج ، لب : او . ( 13 ) . آج ، لب ، مر ، لت : بفرستاد .